تبلیغات
open mind - یه ذره خاطره ماطره چونکه حوصلم سر رفته :))

یه ذره خاطره ماطره چونکه حوصلم سر رفته :))

چهارشنبه 23 خرداد 1397 08:44 ب.ظ

نویسنده : ...Fantasy...

سلام بروبچ نت
موضوع وب دوباره عوض بیشد
میخوام تو تابستون حداقل وبم رو به 200 بازدید در روز برسونم
قبلنا 500 600 میگرفتم!
تو این چن ماهی که آپ نکردم (ماشالله 3 ماه شده) یه چیز میزایی اتفاق افتاده
خب سعی میکنم اینا رو زیاد طول ندم
اولندش که به یه مدرسه دیگه رفتم
بهمن ماه رفتم
معلما خیلی خوبن بچه هاشم متوسطن
مشکل اینه که اینا چیزی به غیر از مردم آزاری نمیدونن :|
سعی کردم تو این 4 ماه دوست پیدا اما وای وای خیلی سخت بود
اول سال خیلی آسونه ولی وسط سال افتضاحه
تنهایی چیزایی که گرفتم یه غلدر و یه گدا بودش :|
و البته هیچی نشده یه کسی رو هم پیدا کردم که هی موقع میبینمش آرزوی مرگش رو میکنم
دهنش بو میده، زشت هستش، خنگه، بی هواس و جو گیره
میتونم 3 ساعت اینجا بشینم فقط بگم چقدر ازش بدم میاد
خو دیگه بالاخره بعد از مدتی یه دوست پیدا کردم
با مسئول کتابخونه دوست شدم :|
ولی خداوکیلی خیلی مهربون و خوبه
و بعد هم امتحانات شروع شدن و باید چیز میز میخوندم
معجزست من یه چیزی بیشتر از 10 بگیرم
اگه یه چیزی رو کمتر از 10 بگیرم باید دوباره هفتم برم
میدونستم عربی رو ریدم و وقتی به بقیه گفتم اونا گفتن که خیلی مهربونه و حتی 6 نمره ارفاق میکنه
حالا فقط چیزایی مثل مطالعات و علوم موندن
که فقط یه چن تا سوال نمیدونستم
امروز هم که امتحان انشا داشتیم و میتونم بگم خیلی خوب نوشتمش ._.
خیلی عصبانی میشن اگه چیزی کمتر از 20 یا 19 برای انشا بگیرم
خو دیگه همین
تابستون هم شروع شده و من دوباره تنهام .-.
اما هرچی هست از مدرسه بهتره چون که تو مدرسه هم دوستی ندارم والا -_-
بهتون هم بگم که خودم دوست ندارم دوست داشته باشم نه اینکه من اینجا نشستم هی میگم چقدر تنهام هیچ کاری هم درموردش نکنم :|
خو دیگه برید گمشید من باورم نمیشه همه اینارو خوندی...



دیدگاه ها : آخه چی میخوای بگی؟
آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 خرداد 1397 11:44 ب.ظ